گلین قیه دیار خلیل خان

وبلاگ فرهنگی - هنری - ورزشی - شعر - طنز - داستان و ...

زبان و گویش گلین قیه و گذری بر زبان تاتی
نویسنده : جواد نامی - ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ فروردین ۱۳٩۳
 

تات چیست ؟ کیست و از کجا آمده است؟

به ادامه مطلب مراجعه شود:


تات ، اصطلاحی که ترکان قدیم به بیگانگانِ مقیم سرزمینهای خود اطلاق می کرده اند. قدیمترین سندی که در آن واژة تات به کار رفته ، سنگنوشته های اورخون مغولستان است که از قرن دوم برجای مانده است . تات در این سنگ نوشته ها ظاهراً به معنای «اَتْباع » و «رعایا» به کار رفته است.

آنچه در صد سال اخیر سبب توجه پژوهشگران ایرانی به واژة تات شده ، وجود یک دسته گویشهای قدیمی ایرانی در نواحی مختلف نیمة غربی و شمالی ایران است که ترکان ایران و بومیان و فارسی زبانان همان نواحی به تأسی از ترکان ، آنها را تاتی نامیده اند .

نخستین اشارات به زبان و مردم تات در ادبیات فارسی ، متعلق به نیمة قرن سیزدهم است . در 1257 عباسقلی باکیخانوف در کتاب گلستان ارم برای نخستین بار به «زبان تات ...که یکی از اصطلاحات فرس قدیم است » و مناطق تات نشین داغستان و شیروان و آذربایجان ــ که بنابر عقیدة رایج در آن زمان ، اصلشان از فارس بود ــ اشاره کرده است (ص 18ـ 19). پس از او رضاقلی خان هدایت (متوفی 1288)، در ذکر وقایع 1247 تا 1248، از اتفاق نظر «ترک و تاتِ» فارس بر ضد خاندان دیوانسالار نوری سخن گفته است (1339 ش ، ج 10، ص 73). سالها بعد هنگامی که کسروی در حدود 1320ش به تألیف رسالة آذری ، یا، زبان باستان آذربایگان پرداخت ، گزارشهایی به دست او رسید که حاوی اطلاعات مفیدی دربارة تاتها و زبان تاتی در نواحی آذربایجان بود (رجوع کنید به کسروی ، ص 357ـ366).

مردمی که امروزه تات نامیده می شوند، در نواری منقطع از کوهستان قفقاز تا کوههای خراسان پراکنده اند. شمار تاتهای قفقاز در قرن سیزدهم و پیش از آن بسیار بیشتر از امروز بود. به نوشتة باکیخانوف ، در ناحیة بزرگ باکو بجز شش روستای ترکمن نشین ، بقیه به زبان تاتی سخن می گفتند (ص 19). تاتهای قفقاز از سه گروه مسلمان و یهودی و مسیحی تشکیل شده اند. تاتهای مسلمان در طبرسران ، دربندِ داغستان ، قُبّه و شَماخی و شبه جزیرة آبشوران در جمهوری آذربایجان ساکن اند. تاتهای یهودی ــ که خود را یهودیهای کوهستانی می نامند ــ در باکو، قبّه و شماخی آذربایجان ، دربند و ماخاچ قلعه و بویناک / بویناقِ داغستان و گروزنی چِچِنِستان سکونت دارند. در جمهوری آذربایجان تا چند سال پیش ، چند روستای تات زبان مسیحی وجود داشت که در سرشماریها، اهالی آنها جزو ارامنه به شمار می آمدند. از جمعیت تاتهای قفقاز آمار دقیقی در دست نیست ، اما طبق آخرین سرشماریها، تاتهای مسلمان حدود پانزده هزار تن و تاتهای یهودی بیش از 000 ، 26 تن بوده اند. این آمار در سالهای اخیر کاملاً دگرگون شده است . از سابقة حضور تاتها در قفقاز اطلاع دقیقی در دست نیست ؛ بنابر عقیده ای رایج ، آنان خود را از اعقاب ایرانیانی می پندارند که در دورة ساسانیان به سرحدّات شمالی ایران فرستاده شده بوده اند (اورانسکی ، ص 315ـ317، 331؛ آکینر، ص 292ـ296؛ برجیان ، ص 222، 227؛ نیز رجوع کنید به حمزه توف ، ص 245).

در ایران پراکندگی تاتها دامنة بیشتری دارد. تا قرن گذشته ، مردمی که در سرزمینهای میان مانقوطای سراب و نیرِ اردبیل سکونت داشتند، مخلوطی از تاتها و شاهسَوَنها بودند و طول مسیر رودخانه های بالِق لو و قره سو تا رودخانة ارس نیز در دست تاتها بود. اینان در همان زمان مدتها بود که زبان خود را فراموش کرده بودند و به ترکی سخن می گفتند (اوبن ، ص 134). درة شاهرودِ خلخال ، بزرگترین محل تجمع تاتها در آذربایجان و اردبیل است . حدود چهل روستا در این دره و یکی دو ناحیة دیگر خلخال ، تات نشین است (ناصر دفتر روائی ، ص 284، 291ـ292؛ بازن ، ج 2، ص 83؛ دانشنامة ایران و اسلام ، ج 1، ص 64). در نیمة قرن سیزدهم ، مردم یکجانشین رحمت آباد و اهالی رودبارْ زیتون به زبانهای تاتی و گیلکی سخن می گفتند (میرزا ابراهیم ، ص 183، 189). در قزوین نیز انبوهی از تاتها سکونت دارند. در 1276 به دستور علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه ، وزیر علوم و صنایع و تجارت ، لغات رایج در میان تاتهای بلوک رامَند و دیگر روستاهای تات نشین جنوب قزوین جمع آوری گردید و کتابی تألیف شد با عنوان رسالة لغات فرس قدیم : رساله در لغات اهل قزوین (رجوع کنید به ستوده ، 1334ش ، ص 22ـ23). اعتمادالسلطنه ، طایفة تات زبان جیرسابات (از طوایف بلوک زهرا و دشتابی ) را از قبایل قدیم ایران و مردمی پهلوی زبان معرفی کرده است . شمس العلما محمدمهدی عبدالرب آبادی ، از مؤلفان نامة دانشوران ، از این طایفه بود (ص 226). امروزه از جنوب غربی تا جنوب شرقی قزوین ، گروههای بزرگی از مردم بخشهای رامند شمالی ، رامند جنوبی ، بخشی از بوئین زهرا، دودانگه ، افشاری ، دشتابی و اشتهارد، تات نامیده می شوند (آل احمد، ص 18؛ ستوده ، 1334ش ، ص 24ـ 27؛ بازن ، ج 2، ص 85؛ دانشنامة ایران و اسلام ، همانجا).

امروزه گروهی از کشاورزان بومی دماوند، تات نامیده می شوند (اورکاد، ص 132). حضور تاتها در مازندران و استرآباد نیز سابقه ای طولانی دارد؛ از قرن دهم به بعد، تاتها یکی از گروههای جمعیتی ولایت استرآباد بوده اند. سلطانعلی تات در صَفر 1005، استشهادنامة رعایا و مالکان قریه چوپلانیِ استرآباد را دربارة «حقابة » آن روستا تأیید کرده بود (ستوده ، 1349 ش ، ج 7، ص 222ـ223). در دورة نهضت مشروطه ، زبان تاتی در ولایت استرآباد رایج بود و گروههایی از تاتها در بلوک سَدَن رُستاقِ استرآباد و شهر اشرف (بهشهر امروزی ) سکونت داشتند (رابینو، ص 106، 115). تاتها در شمال غربی خراسان نیز حضور دارند. جلگة رَشْتقاق جَرْگلان ، از بخشهای شهرستان بجنورد، تات نشین است (ستوده ، 1349 ش ، ج 5، ص 512) و اهالی بعضی از روستاهای دهستان گیفان بجنورد، تات نامیده می شوند.

گویشهای تاتی ، از گویشهای مرکزی ایران که به دستة شمال غربی زبانهای ایرانی (شاخه ای از زبانهای هند و اروپایی ) تعلق دارند. گویش تاتی که از یک سو با سمنانی و از سوی دیگر با تالشی پیوند دارد، از گویشهای قومی زبانهای ایرانی در ناحیه هایی است که معمولاً زبان بومی آنها ترکی است . گایگر گویش تاتی را زیرگروه لهجه های خطة خزر می داند (اورانسکی ، ص 317).

برخی از محققان حدس می زنند که ایرانی زبانان تاتی در دورة ساسانیان ، برای نگهبانی از مرزهای شمال غربی پادشاهی ساسانی ، به قفقاز گسیل شده باشند (همان ، ص 316). تاتی به دلیل مجاورت با مناطق ترک زبان ، و در برخی نواحی با گویش تالشی و گیلکی ، در معرض تهدید و نابودی است . بسیاری از تات زبانان به ترکی نیز صحبت می کنند، و تعدادی نیز در همسایگی گیلان ، به گیلکی و تالشی هم سخن می گویند. با اینهمه ، تمام روستاهایی که در 1330 ش ، در فرهنگ جغرافیایی ایران ، تات زبان معرفی شده اند، در شنیز تات زبان بوده اند (بازن ، ج 2، ص 438).

گویش تاتی به طور کامل بررسی نشده است . نواحی مهمی که این گویش در آنها رایج است به این قرار است : 1) جنوب غربی قزوین ، از تاکستان تا اِشتهارد؛ 2) خوئین در شصت کیلومتری جنوب غربی زنجان و تعدادی روستاهای کوچک در اطراف خوئین ؛ 3) خلخال و طارم ؛ 4) هرزند - گلین قیه و دیزمار؛ 5) شرق و شمال شرقی قزوین در کوهپایة رودبار و الموت (یارشاطر، ص 17ـ 18) و افزون بر این ، در نقاطی از قفقاز در جمهوری آذربایجان و داغستان و در میان برخی از یهودیان کوهستانی که خود را داغ ـ جَفود می نامند (اورانسکی ، ص 315).

تات زبانان قفقاز در سالهای اخیر تحقیقات زیادی دربارة زبان خود انجام داده اند. ایشان مانند بیشتر تات زبانان ایرانی به ترکی نیز صحبت می کنند (همان ، ص 316). تاتی قفقاز به زبان فارسی امروز بسیار نزدیک و به گروه جنوب غربی زبانهای ایرانی منتسب است و در نتیجه با دیگر گونه های تاتی تفاوت کلی دارد ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل "Tat" ).

یارشاطر در > دستور لهجه های تاتی جنوبی < گویش تاتی را به دو دستة کلی شمالی و جنوبی تقسیم می کند. علاوه بر این تقسیم بندی ، از آنجا که تاتی هر منطقه با تاتی منطقة مجاورش نیز تفاوتهایی دارد، در معرفی گونة گویش بهتر است که هر منطقه را به همراه گونة آن آورد. مهمترین این گویشها چنین اند: تاتی کَرینگان ، تاتی گلین قیه ، تاتی هرزندی (هرزنی ) از دستة تاتی شمالی ؛ و تاتی بلوک زهرا، سگزآباد، ابراهیم آباد، اشتهارد و تاکستان از دستة تاتی جنوبی .

تاتی کرینگان . کرینگان از روستاهای دیزمار شرقی ، از توابع شهرستان اهر، است که در شمال تبریز قرار دارد. این گونة تاتی ، گویش روستاهای اوشتَبین ، چای کندی ، ارزین ، نیستان و چند آبادی دیگر است که همگی دارای ویژگیهای گویشی مشترک اند. در این گونه ، تفاوت جنس ملاحظه نشده است ؛ مضاف الیه و صفت ــ چنانکه در گویشهای کرانة خزر دیده می شود ــ پیش از مضاف و اسم می آید؛ اسم در حالت فاعلی و انواع حالات غیر فاعلی به کار می رود؛ مصدر دارای نشانة -an,-yan,-iyan و -en است ، مانند eni-yan §c «چیدن »؛ rd-an ªvenda «ایستادن »؛ گذشتة نقلی و بعید به یک شکل می آیند و تنها به قرینه تشخیص داده می شوند (رجوع کنید به ذکاء، 1332 ش ).

تاتی گلین قیه:

گلین قیه روستایی از شهرستان مرند واقع در پانزده فرسخی تبریز است . این گویش دارای بسیاری از ویژگیهای گونة گویش کرینگان است ، اما در نشانة جمع و ضمایر فاعلی با آن تفاوتهایی دارد. در این دوگونه ، میان صرف لازم و متعدی افعال تفاوت دیده می شود. در تاتیِ گلین قیه ، نوعی گذشتة استمراری ، به عنوان زمان مرکّب ، هست که امروزه در غرب مازندران ، در گونة گویش تنکابن و رامسر و اطراف آن ، و در گیلکی می بینیم ؛ مثل nde berin ªma ªman a «من می آمدم .»

نشانة مصدر در این گونة گویشی -a و -e است که با علامت مصدر در تاتی کرینگان تفاوت دارد؛ re ªma ªa «آمدن »؛ warta «دویدن » که شبیه اسم مفعول است (رجوع کنید به همو، 1336ش ).

تاتی هرزندی / هرزنی :

 هرزند نام دهی میان علمدار و مرند نزدیک گلین قیه است که گویش آن به گونة گویش تاتی گلین قیه بسیار نزدیک است . تاتی بلوک زهرا، سگزآباد و ابراهیم آباد. در این گونه ، نشانة جمع -un است ؛ حرف اضافه پس از اسم در سگزآباد u §c و در ابراهیم آباد xu است که زیاد به کار می رود. این حرف اضافه پس از اسم در مازندرانی شرقی e §J و در مازندرانی غربی ªa §J است . نشانة مفعولی §-es است که پس از اسم می آید. مضاف الیه و صفت پیش از مضاف و اسم می آیند. تفاوت جنس در اسم و فعل در سوم شخص مفرد برخی از افعال ، بویژه در زمان حال استمراری و گذشتة ساده ، ملاحظه می شود. اسم در حالت فاعلی و انواع حالات غیرفاعلی به کار می رود.

تاتی اشتهاردی . مذکر و مؤنث حقیقی و مجازی و بن دارد. در صفت ، ضمیر، رابطه ، حرف ربط و افعال ، تفاوت جنس آشکار است . تکیه در تمایز جنس نقش مهمی دارد. در اسم مذکر تکیه همیشه در هجای آخر و در اسمهای مؤنث بدون استثنا در هجای پیش از آخر است ؛ مانند mardب «مرد»؛ zإna «زن » (نخعی ، ص 316). زنان بیشتر واژه ها را به صورت مؤنث و مردان به صورت مذکر به کار می برند. در ضمایر تنها در سوم شخص مفرد ضمیر مؤنث باقی مانده است : uہ §J «او (مؤنث )»؛ i §J «او (مذکر)» (همان ، ص 321).

در ضمایر مبهم ، حروف ربط و واژه های پرسشی ، و در فعلها، بیشتر در گذشتة ساده در صیغه های سوم شخص مفرد غایب ، تفاوت جنس ملاحظه می شود، تنها فعل «بودن » استثنا است که بیشتر صیغه های مؤنث هنوز در آن صرف می شود. در نحو، مؤنث بودن اسم در انتخاب صفات ، روابط و افعال مونث اثر می گذارد. در گویش آشتیانی نیز تفاوت جنس ملاحظه می شود

تاکستانی (تاتی تاکستان ). تاکستان نام منطقه ای از بخش ضیاءآباد شهرستان قزوین است که تا 1317 ش به سیادُهُن / سیادَهَن معروف بود. این گویش گونه ای از گویش تاتی جنوبی است که به سبب شمار زیاد گویشوران ، گاهی گویشی مستقل دانسته می شود.

مشخصات عمومی تاتی جنوبی ، تفاوت جنس در مورد اسم ، ضمایر، افعال ، استفادة زیاد از پسواژه یا حرف اضافه پس از اسم و تفاوت صرف در افعال لازم ومتعدی در زمان گذشتة ساده و داشتن حالت متمم است .